به گزارش اگری پرس؛ دل‌نوشته بهمن ناصحی در واکنش به نامه دبیر انجمن صنفی قند و شکر در پاسخ به اظهارات وزیر اسبق جهادکشاورزی منتشر شد.

در این متن آمده است: به طور اتفاقی چند روز قبل به نامه منتشر شده توسط بهمن دانایی دبیر انجمن صنفی صنایع قند وشکر برخورد کردم. در ابتدا خوشحال از این که هنوز افرادی هستند که نسبت به مسائل کشاورزی بی تفاوت نبوده و دارای تعصب صنفی هستند، ولی با مطالعه نامه و تأسف از این که (با شناختی که از ایشان داشتم) چه طور امکان درج چنین مطالبی و هدف قرار دادن وزیر اسبق جهادکشاورزی پیرامون مصاحبه ایشان و متهم کردن ایشان به هیجان زدگی در گفتار و طرفداری از کاندیدای خاص و نگرش خاص سیاسی و آن هم از طریق الفاظی چون گفتار غیرکارشناسی فراموش‌کارانه و بدون مبنای کارشناسی وجود دارد!

لذا بر آن شدم با توجه به سابقه کاری ام در وزارت جهاد کشاورزی و همچنین به دلیل مسئولیتم در آن زمان ارتباط تنگاتنگی که با بخش خصوصی به ویژه انجمن صنفی قند و شکر داشتم، پیرامون گفته‌های ایشان نکاتی را من باب تذکر بنویسم: ایشان به صراحت در نامه منتشر شده خود عنوان نموده‌اند که واردات شکر از نیمه دوم سال ۱۳۸۴ شتاب گرفت (البته کاهش تعرفه از آبان ماه سال ۸۴ از ۱۵۰ درصد به ۵۰ درصد کاهش یافت) آن هم در شرایط خاص سیاسی حاکم در آن زمان که همزمان با بالا رفتن قیمت جهانی شکر بود.

سؤال بنده از ایشان این است، در آن موقع چند ماه از عمر دلت نهم گذشته بود که چنین تصمیمی گرفته شد؟

آیا قضاوت در این مورد بدون اطلاع از شرایط سیاسی حاکم و تهدیدات دشمن در رابطه با بستن تنگه هرمز و امکان وقوع جنگ که آن هم به طور مختصر توسط وزیر اسبق جهادکشاورزی در مصاحبه ایشان ذکر شد، می‌تواند تمامی داستان باشد!؟

کاهش تعرفه در این حد آیا می‌توانست تنها تصمیم یک دولت نو پا باشد، یا این که این تصمیم با توجه به مسئولیتی که برای حفظ نظام و انقلاب اسلامی بر دوش مسئولان مملکتی بود، می‌بایست گرفته شود؟ حال اگر لازم باشد، خود ایشان با توجه به ضرورت توضیحات بیشتری را خواهند داد.

من بیشتر به مسائل فنی و کارشناسی و به تبع آن، بعضی از تصمیمات که می‌تواند تولید را تحت الشعاع قرار دهد، می‌پردازم.

جناب آقای دانائی دوست عزیز !

 یادتان هست پس از اتخاذ این تصمیم و پیش بینی افزایش تولید از یک طرف و کاهش تعرفه از طرف دیگر، چند جلسه مشترک با جنابعالی و مدیران کارخانجات قند داشتیم؟

کلیه جوانب کار مورد بررسی دقیق کارشناسی قرار گرفت و حاصل چند ماه پیگیری و برگزاری جلسات، نامه‌ای شد که با امضای چهار تن از وزرای وقت به امضاء و برای ریاست محترم جمهور ارسال شد.

این نامه همان مدرک مستندی است که جنابعالی در نوشته‌تان به آن اشاره کرده و منتشر نموده‌اید که مدعی شدید واکنش مثبتی در این رابطه و ایستادگی از طرف وزیر جهادکشاورزی صورت نگرفت!

استدعا دارم با توجه به ادبیات منعکس شده در متن نامه و توجه خاص به این موضوع، دوباره همان نامه را که توسط جنابعالی و همکارانتان و مدیران و کارشناسان وزارتی تهیه شده را به دقت مطالعه بفرمایید. آیا به نظر شما در تمام متن نامه، دلواپسی و نگرانی وزیر محترم جهادکشاورزی در مورد آینده زراعت چغندر، به خوبی در آن منعکس نشده است؟ آیا اعتراض به روند واردات در حال انجام در آن قابل استنباط نیست؟

شما ایشان را به بی تفاوتی و عدم ایستادگی متهم نموده‌اید ! آیا وقت آن نرسیده است که به گفته خودتان در متن نامه منتشر یافته، جانب انصاف رعایت شده و بدون وابستگی به گرایشات سیاسی به این موضوع می پرداختید.

آیا در نامه جنابعالی بدون هیچ وابستگی سیاسی و حمایت از کاندیدایی، تنها به نقد مصاحبه ایشان پرداخته اید؟ استنباط من این چنین نیست.

جناب آقای دانایی دوست عزیز !

قطعاً بنا به گفته خودتان، تولید سال ۸۵ به میزان ۶.۵ میلیون تن چغندر قند اتفاق افتاده و بی سابقه بوده است. جنابعالی بهتر می دانید زراعت چغندر قند از زمان کاشت تا برداشت حداقل ۸ ماه به طول می انجامد، به عبارتی کاشت در نیمه دوم سال ۸۴ انجام و برداشت در سال ۸۵ صورت گرفته است.

تاریخ تشکیل دولت نهم هم که مشخص است، چطور مدعی این قضیه شده اید که این تولید مربوط به ادامه نهضت افزایش تولید در زمان جناب آقای مهندس حجتی بوده است.

مگر با همکاری شما، مدیرانتان، کارشناسان بخش، محققان بخش تحقیقات، برنامه خودکفایی شکر ظرف سه سال تدوین نشد که در نوع خود بی سابقه بود.

سؤال اینجاست کاهش تعرفه و تبعات بعدی آن بر عهده دولت نهم، افزایش تولید حاصل کار دولت قبل، آیا چنین قضاوتی، انصاف در آن رعایت شده است ؟

من در این دل نوشته صرفاً از کارشناسان خدوم، محققان بی ادعا و تمامی دست اندرکاران تولید چغندر قند چه در بخش خصوصی، چه در بخش دولتی که با خلوص نیت، زحمت کشیده‌اند، دفاع می کنم. چرا که در نامه جنابعالی به هیچ کدام از این موارد نپراخته است.

امروز که در کسوت یک مدیر بازنشسته وزارت جهادکشاورزی این نامه را می‌نویسم، یکی از افتخاراتم این است که در دوره اول طرح خودکفایی گندم و بعد از آن با وزیری صادق و پاک دست و به دور از تمامی گرایشات سیاسی از کف مزرعه به وزارت رسید، همکاری داشته و خدمت کرده‌ام.

آقای مهندس دانایی !

شما ایشان را متهم به ارائه آمار ضدو نقیض و مخدوش شده نموده اید. لازم است مطلبی را خدمتتان عرض نمایم. چرا قبل از نوشتن سند برنامه ششم توسعه بخش کشاورزی کلیه آمارهای منتشر شده از قبل در وزارتخانه و تمامی استان ها را جمع آوری و بلافاصله آمار نامه های جدید تجدید نظر شده (مکتوب در آمارنامه‌ها) چاپ و توزیع شد؟

اگر تصادفاً نسخه‌های قدیمی آمارنامه ها در آرشیو انجمن تان موجود است، پیشنهاد می‌کنم با آمارهای جدید که پایه برنامه ششم قرار گرفته، مقایسه و تحلیل نمایید.

در پایان نظرتان را به آخرین توصیه‌تان که در نامه مرقوم و منتشر نموده اید، جلب می کنم: ” هیجان زدگی و جانبداری از یک طیف و جناح سیاسی، حق هر فردی در هر سطحی از شغل و سابقه است، اما باید جانب انصاف و عدل را نگه داشت. “

همان طور که رهبر معظم انقلاب (مد ظله العالی) در فرمایشات اخیرشان به صراحت فرمودند، به طور فعال در انتخابات شرکت کنید، اما به خاطر رسیدن به قدرت باعث تخریب سایر افراد نشوید.

بهمن ناصحی، کارشناس بازنشسته وزارت جهادکشاورزی